« رباعي »
انگار که این خانه مرادم داده
يك فرصت درد و دل به آدم داده
اينجا بنشين ، نترس ، هی حرف بزن
ديوار به موشهاي خود سم داده
.........................................................................................................................................................................................
« غزل »
برمن كه مات و خسته و تنها نشسته ام
يك شب سري بزن كه به رويا نشسته ام
چون پيله در هواي تو پروانه مي شوم
چون موج در هواي تو دريا نشسته ام
هرچند از تو نيست خبر دم به دم ولي
امروز را اميد به فردا نشسته ام
دوري ازاين قبيله ازاين ديارما
يعني كه بي تو در دل غم ها نشسته ام
روزي بيا عبور كن از اين مسير و راه
آنجا كه من تو را به تماشا نشسته ام
يك شب شبيه غزل بر خيال من
اي عشق سربزن كه به رويا نشسته ام
.........................................................................................................................................................................................
لطفاً از رباعي هاي پايين هم ديدن كنيد .
نوشته شده توسط حسن لملیکی زاده در جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 9:39 موضوع | لینک ثابت
رباعي ( تقديم به دزفوليهاي عزيز )
با فكر و خيال دائما مشغولي
در بين تمام عشق ها مجهولي
اي عشق هميشه ي من اي جاويدان
الحق كه خداي شهرها دزفولي
........................................................................................................................................................................................................................................................
رباعي
آيينه ام و غصه ي دنيا دارم
يك زندگيِ پر از معما دارم
چون لحظه ي عاشق شدن آدم ها
در ذهن هزار فكر بيجا دارم
........................................................................................................................................................................................................................................................
رباعي
من با نگه سرد توعادت دارم
از طرز نگاه تو شكايت دارم
با اين همه در كلبه ي تاريكي ها
يك پنجره ي رو به سعادت دارم
........................................................................................................................................................................................................................................................
نوشته شده توسط حسن لملیکی زاده در شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 15:3 موضوع | لینک ثابت
شهر خيال
« رباعي »
بر شهر خيال بلبلان پل زده بود
بر صخره ي سخت زندگي گل زده بود
ازبس كه نديد شكل باران به خيال
برروي سياه ابرها زل زده بود
.........................................................................................................................................................................................
دنيا
« رباعي »
سازي به بغل نداشت اما مي خواند
در آن قفسش هميشه ننها مي خواند
با ناله و اشك و آه و زاري بي شك
از غصه و از وفاي دنيا مي خواند
.........................................................................................................................................................................................
خورشيد زمان
« رباعي »
خورشيد زمان دوباره برمي گردد
آن روز كه نيست چاره برمي گردد
آن روز كه شب گرفته اين دنيا را
با لشكري از ستاره برمي گردد
.........................................................................................................................................................................................
نوشته شده توسط حسن لملیکی زاده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 ساعت 19:44 موضوع | لینک ثابت
هواي يار
عاقبت روزی صدایت میکنم
نازنین روزی هوایت میکنم
می زنم خط غصه ها را از دلت
ساز دل را همنوایت می کنم
غم دگر جایی ندارد در دلت
چون دگر از غم رهایت می کنم
فکر من آرام سویت می رود
تا رسد دل را فدایت می کنم
عشق من عاشق شدن دارد بها
من محبت را بهایت می کنم
می شوم من عاقبت عاشق ترین
چون که دل را هم سرایت می کنم
من شدم مجنون تو هم لیلی بمان
عاقبت روزی صدایت می کنم
سروده توسط: شاعر معاصر حسن لملیکی زاده در تاریخ : ۶/۳/۸۵
نوشته شده توسط حسن لملیکی زاده در چهارشنبه ششم خرداد 1388 ساعت 20:42 موضوع | لینک ثابت
این دل به یاد تو قارون زمان گشته
هنگام پیری زلیخا چه جوان گشته
چون باد رفت زدل غصه و محنت ها
دیگر بر این دل ما غم نگران گشته
خواهم دمی زجدایی زنم ضجه
اما نه ... بغض گلویم خفقان گشته
نقصی نماند ز آیینه چو پنهانی
ای دل بگو که دگر وقت بیان گشته
صد سال در دل من راز جدایی بود
تا آینه رخ دیده نهان گشته
سروده در تاریخ : ۳/۲/۸۵
مجموعه اشعار شاعر معاصر حسن لملیکی زاده
نوشته شده توسط حسن لملیکی زاده در چهارشنبه ششم خرداد 1388 ساعت 20:7 موضوع | لینک ثابت
شعرهای جذاب از شاعر معاصر حسن لملیکی زاده
نوشته شده توسط حسن لملیکی زاده در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 20:0 موضوع | لینک ثابت
ّّّ
هرگونه كپي برداري و يا استفاده از اين اشعار بدون اجازه ممنوع مي باشد ،
كليه اين اثرات محفوظ و مربوط به شاعر معاصر حسن لمليكي زاده
ميباشند .
نوشته شده توسط حسن لملیکی زاده در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 19:29 موضوع | لینک ثابت
( تو را ديدم ) دوبيتي
تو را ديدم ولي عاشق نگشتم
درون ساحلت قايق نگشتم
و شايد اين چنين بود اي عروسك
براي سايه ات لايق نگشتم
.................................................................................................
( آينه ) رباعي ها
اين آينه از حادثه ها مي ترسد
از حمله ي اين فاجعه ها مي ترسد
لطفاً به شويد يك كمي از آن دور
اين آينه از فاصله ها مي ترسد
.................................................................................................
( چهره ي آشنا )
يك خاطره چون طلا برايم داري
صد قصه و ماجرا برايم داري
اين صورت تو براي من تكراريست
يك چهره ي آشنا برايم داري
.................................................................................................
( همسايه رويا )
عمري اگر مثل تو تنها بوديم
يا مثل تو همسايه ي رويا بوديم
حالا به نظر رسيد ما عمري چون
بازيچه ي دستهاي فردا بوديم
.................................................................................................
نوشته شده توسط حسن لملیکی زاده در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 19:24 موضوع | لینک ثابت
شبی رفت و ولی فردا نیامد
برای دیدن غمها نیامد
درون خواب من حتی دوباره
برای رسم یک رویا نیامد
نوشته شده توسط حسن لملیکی زاده در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 1:49 موضوع | لینک ثابت
معرفی شاعر
حسن لملیکی زاده در سال ۱۳۷۲ در دزفول به دنیا آمد . وی از سال ۱۳۸۵ بطور جدی شروع به شعر گفتن کرد . بزودی مجموعه اشعاری از او به چاپ خواهد رسید . باهم چند شعر از او میخوانیم .
مرا از روی خود شرمنده کردی
تمام گریه ام را خنده کردی
الا ای پادشاه عشق بازی
مرا یکبار دیگر زنده کردی
نوشته شده توسط حسن لملیکی زاده در سه شنبه پنجم خرداد 1388 ساعت 1:28 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
سلام به وبلاگ شاعر نوجوان حسن لملیکی زاده خوش آمدید .نظر فراموشتون نشه.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
|
<-PostContent->
ادامه مطلب
+ نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor->
|
|